این پاییز

خرید بک لینک
دلم عجیب تنگ یک نفر است......................

گاهی وقتها با خیلی ها هستی ولی هیچ خاطره ی که لبخند مهمون لبهات کنه ازشون توی ذهنت نداری و گاهی وقتها عجیب فقط شاید چند لحظه با یکی هستی ولی یادش و خاطره اش کلی لبخند به لبات میاره .... کاش جنس این ادمها زیاد بود توی زندگیم ......

دیروز عصری رفتم بیرون موقع برگشتن یه مسیر با اتوبوس اومدم یه نفر بود شبیه اون اول فکر کردم خودشه ولی وقتی دقت کردم اون نبود فقط شبیهش بود گاهی با یکی برخورد میکنی که فقط دو کلمه باهاش حرف میزنی ولی فکر می کنی عمریه اونا میشناسی ....... ناگفته انگار با یک نگاه میفهمی این همون تکیه گمشده ات هست

من این حس فقط یکبار تجربه کردم ولی هر بار یادش میفتم دوست دارم همون لحطه دوباره تکرار بشه نمیدونم اسم این حس چیه شاید برخورد از نوع انصال دو روح هست مگه امکان داره یه برخورد و یک دیدار اینهمه واضح و اشکار توی ذهن بمونه و حتی یاد اوریش حتی وقتی حالت خوب نیست حالتو بهتر کنه و فکرت پر کنه از تموم لحظه هات .... نمیدونم واقعا توی این مورد موندم فقط دلم میخواد قبل از مردنم یکبار بتونم ببینمش و باهاش فقط مثل قبل چند لحظه ای صحبت کنم ................

عصرهای پاییز بدجور غریبانه و پر از رمر هست ...............

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: این اولین پاییزه که دارمت,این اولین پاییزه که دارمت حامد عسگری,من این پاییز در زندان,شاید این پاییز عاشق شدید,شاید این پاییز عاشق شدی,یک پلان این پاییز,شاید این پاییز,این عصرهای پاییزی,این روزهای پاییزی,امان از این پاییز, نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: دوشنبه 26 مهر 1395 ساعت: 21:57

صفحه بندی