فارغ ز غوغای جهان....

خرید بک لینک

بغلش که میکنم دستاس دور گردنم می ندازه صورتش به صورتم میچسبونه چشم هام می بندم و توی جا آروم تکون می خورم ...غرق آرامشی میشم که توصیف شدنی نیست....

حاضر نیستم با هیچ چی این حالم و عوض کنم ...بخصوص بوی بدنش عجیب دوست دارم ...

کلی امروز بغلش کردم بوییدم بوسش کردم ...دستهای کوچولوش دوست دارم ...

نمیدونم چرا این همه بچه ها و دنیاشان دوست دارم ...

روز به روز بزرگتر میشه ....

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: دوشنبه 19 اسفند 1398 ساعت: 15:44

صفحه بندی