غریبه و انگیزه ....

خرید بک لینک

دارم بعد دو ماه کتاب زبان ۵۰۴ ورق میزنم و یهو نمیدونم چرا الان رفتم سر وقتش....دارم فکر میکنم بطور جد کلاس های زبان تافل ادامه بدم ....دیگه اینقدر دنبال کردم و ول کردم خودم خسته شدم ...ولی فکر مکنم همین کتاب تو خونه بخونم آمادگی پیدا کردم بدم سر کلاسها....

گاهی یک غریبه میشه منشا انگیزه ات!

خونه خواهری که بودیم یه روز که میخواستیم بریم؟ بیرون سر کدومشون منتظر بودیم تا خواهر شوهر جان ماشین از پارکینگ دربیایند...سر کوچه سطل آشغال هست ...کوچه خواهر اینا جوریه اسمش که کتاب های آضافی میزارند روی یک سکو و هر کس خواست درمیاره ....یکبار کتاب های خواهری گزاشتم و برگشتم اثری از کتاب ها نبود....بگذریم ...در همون چند دقیقه ای که منتظر بودیم یک مرد جوون سی و چند ساله با چند تا کتاب و دفتر و ...اومد سر کوچه ...یهو چشمم بهش خرد و اونم نگاه کرد ....آورد کتاب ها همون روی سکو گذاشت میخواست برگرده دو تا از کتاب برداشت اومد سمت ما ....یکنگاه کرد و گفت من ماه آینده امتحان آیلتس دارم اینها لازم ندارم انشا اله بدرد شما بخوره داد و رفت....منم کتاب ها گرفتم...

یک کتاب لغت ۵۰۴ و یک کتاب ۱۰۰۱...

لای کتاب ۱۰۰۱ که باز کردم چند تا عکس دیدم ...عکس یک دختر و پسر با لباس عروسی....عکس ها میخورد مال چند سال پیش باشه ....پشت یکی نوشته شده بود ... حیف که زندگی ناتمام موند تاریخ جدایی زده بود....عکس ها انداختم بیرون ....انگار زنش بود ....

الان اون کتاب واقعا انگیزه ام شد و میخوام بخونم ...

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 13 دی 1398 ساعت: 22:06

صفحه بندی