برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
حس بدی هست
بنظرم هیچ حسی نداشتن بهتر از داشتن حس بد باشه...
دارم چی ها این روزها تجربه می کنم...
فردا تعطیله و می خام فقط بخوابم ...
از هفته بعد ترم جدید زبان شروع میشه ...
دکتر بعد یک ماه و خرده ای اجازه داد فقط سبک ورزش کنم ...
یکسری کتاب گرفتم می خام ایام عید بخونم ...
دوباره میشم همون پری قبل ....
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
بغلش که میکنم دستاس دور گردنم می ندازه صورتش به صورتم میچسبونه چشم هام می بندم و توی جا آروم تکون می خورم ...غرق آرامشی میشم که توصیف شدنی نیست....
حاضر نیستم با هیچ چی این حالم و عوض کنم ...بخصوص بوی بدنش عجیب دوست دارم ...
کلی امروز بغلش کردم بوییدم بوسش کردم ...دستهای کوچولوش دوست دارم ...
نمیدونم چرا این همه بچه ها و دنیاشان دوست دارم ...
روز به روز بزرگتر میشه ....
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
لعنت به بعضی نگاهها ....دل آدم زیر و رو می کنه ...
که باعث میشه به هم بریزی
خاطره بسازی
رویا پردازی کنی...
لطفا گاهی نگاه نکنید!!
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
اول سال نو تبریک میگم ....و اینکه فرصت خوبیه دوستان قدیمی همو پیدا میکنند دوباره ....
صبح وقتی آلارم پیام روپاک دیدم کلی خوشحال شدم یکسال و خرده ای از هم خبر نداشتیم براش پیام گذاشتم ....چند تا از بچه ها دور همی گذاشته بودند رفتم ...با کمر دردی که این روزها گرفتارم ....
امیر امروز دوباره پیام داده بود میخوام حرف بزنم باهات و من صبح شما اینستا نرفتم شب جواب دادم عصبانی گفت کجایی میتونم زنگ بزنم و من پیچوندم ....عصبانی کردم...ولی واقعا قصد ارتباط ندارم ....
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
هر شب از خستگی تا سرم می زارم خوابم میبره...
ولی بی خوابم امشب ....
مدت هاست که شبها بیدار نمیشم...دقیقه هانمیگذرند....
گاهی بهتره هیچ خاطره ای به یادت نیاد....
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
بغض یک ترانه ...بغض یک عاشقانه...
بغض یک مادرانه ....
میشه یک جورایی حل کرد ...
ولی بغض یک بغل
یک حسرت
یک دنیا آرزو و
بدتر از همه دل تنگی
را نمیشود حل کرد....
میچسبد بیخ گلویت...
نه پایین میرود
نه بالا ...
آنقدر همانجا میماند
تا نفست را بگیرد....
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی
عمه شدم ...
اونم عمه یک دخمل کوچولوی خوشگل ....
واقعا خسته
امیدوارم شاد و زیر سایه پدر و مادرش بزرگ بشه
برچسب:
نویسنده: بردیا زمانی