تقدیر....

خرید بک لینک
بعضی چیزها نمی شه توی زندگی تغییر داد ...اصلا نمی تونی باهاش جنگید ...بخشی از زندگی من هم غیر قابل تغییر هست که دست خودم نیست فقط گاهی با واقعیت روبرو میشم ...شاید یکی دو روزی اشکم دربیاره ولی بعدش برام عادی میشه یا باهاش کنار میام ....گاهی فکر می کنم واقعا گاهی به ناامیدی مطلق میرسم ...که اینجوری رفتار می کنم مثل ناامید شدن از بعضی آدمهای زندگیم ...واسه همین هیچوقت روشدن حساب باز نمی کنم و اگر کنارشان هستم حضور مطلق ندارم فقط از روی شاید نسبت نزدیکی که دارم ....ولی توی ذهنم همون آدم برای همیشه از لیست ویژه ام حذف می کنم ....ظرف هیچوقت نمیفهمه ولی من این کار باهاش میکنم شاید دورویی باشه ...ولی من این کار با خیلی از آدمهای زندگیم می کنم ...بد رفتار نمی کنم ولی صمیمیت و اعتماد قبل را هم ندارم بهشون ...

نمی دونم سال جدید چه جوری برام خواهد بود ولی امیدوارم حتما یک اتفاق خوب بیفته برام خیلی خیلی خوب ....تصمیمم امروز قطعی گرفتم می رم اعتکاف ....واسه یک سری ملاحظات دو دل بودم مثل این که موقع تحویل سال خواهری یا بابا شاید تنها باشند ولی امروز فهمیدم خودم مهم هستم ...دوست دارم امسال عیدم متفاوت باشه برام موقع تحویل توی مسجد باشم شاید واقعا آدم شدم...فردا می رم ثبت نام ...

گذشتن از خواستهای خود واسه دیگران خوشی دیگران احمقانه ترین کار دنیاست که تا حالا شاید خیلی این کار احمق انجام دادم ...گاهی خودخواه بودن خوبه ...من باید اولویت اول زندگی خودم باشم....

این روزها محبت کردن زیادی وظیفه میشه گاهی....چقدر آخر سالی دلم گرفت ....جوری که امروز شوق برای سال جدید ندارم ....دیگه نه خرید فلان مانتو برام مهمه نه اون همه ذوقی که توی ذهنم برای سفره هفت سین امسال داشتم ....الان میخوام بدم فقط سه روز از بهترین روزهایی که میتونم کنار خانواده باشم برای خودم باشم برای دلم باشم با خدا باشم شاید دوباره اون ارتباط سابق پیدا کنم ....شاید شد این بار...

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 13:02

صفحه بندی