پنچ اسفند...

خرید بک لینک
عجیب امروز خسته ام این روزها کار موسسه زیاد هست ... ناهار جایی دعوت بودم باعجله رفتم تا برسم سه بود چهار هم با رها قرار داشتم قرار بود بریم خرید هنوز تا عید بیست و اندی روز مونده خیابون ها شلوغ قیمتها نجومی و جنس ها از نوع درجه سه ....اصلا چیزی بدل آدم نمیشینه ....رها کلی خرید کرد فقط یک جفت کفش سفید اسپرت گرفتم ....تا هفت با رها بودم بعدش از اونجا رفتم خونه خاله یه خرده وسائل داشتم بردارم و برگردم شد نه ...شام نیمرو با سبزی و گوجه خوردم ...عجیب چسبید...ظهر توی رستوران میلم به غذا نبود ...دلم تنگ بابا شده چهارشنبه برمیگردم...

تا حالا اینهمه دلتنگش نبودم و البته جای خالیش به چشمم نمی اومد....

الان بعد دمنوش زنجبیل و دارچین دلم یک دوش آب داغ و خواب میخواد...

فکر کنم تا فردا صبح یکسر بخوابم ...

روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: چهارشنبه 8 اسفند 1397 ساعت: 3:02

صفحه بندی