مدتیه حس آشپزی ندارم اصلا بخصوص اینکه بابا نیست اغلب ...بعد ماموریت دو هفته ایش بازم رفت....این روزها اغلب یا از بیرون حاضری میگیرم یا جلوی موسسه فست فود هست اونجا یک چیزهایی با همکارها یا تنها میخوردم یا مثل امروز الکی سرهم بندی میکنم....امروز از بانک زدم بیرون ...سوار اتوبوس شدم تا یک مسیری ....سنگک گرفتم و یکم خرت و پرت ....هیچ چیزی ذهنم نیومد که درست کنم با دلم بخواد بخرم از بیرون....چه خوب بود موقع هایی که آدم از بیرون میاد و بوی ناهار مستت میکنه....اینا فقط اونایی میفهمند که کسی مثل من توی خونه ندارند....الان نیم ساعت رسیدم بدون اینکه پاشم برای ناهار فکری کنم ...صبحونه که نخورده بودم فقط دو سه تا بیسکویت سرکار خوردم ...
بدیش اینه که دلم هوس هیچ غذایی نمی کنه...یا کلا اشتهام از دست دادم...
الان گشنمه !!!!ولی میل خوردن نیست
روشنا...
ما را در سایت روشنا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 42
تاريخ: شنبه
4 اسفند
1397 ساعت: 21:24