امروز خودم دو بار گند زدم به حالم ....اصلا نمیدونم بقول سمی فازم چیه ؟!امروز دو جا دعوت بودم او بیش مانی زنگ زد یکی از بچه های گروه کوه نوردی.... که قرار بود به آبشار نزدیک یکی از شهرهای نزدیک بریم ..دومی مراسم زنونه یکی از فامیل ها بود ... تصمیم داشتم با بچه ها بدم...صبح علی رغم کوله ای که آماده گذاشته بودم صبح یک لحظه حس کردم حال ندارم برم .... زنگ زدم دنبالم نیان از رفتن منصرف شدم ...تا ده و نیم که خوابیدم .....تا ظهر هم که حوصله حرکت کردن نداشتم ... ساعت یک پاستا درست کردم و خوردم و تصمیم گرفتم حداقل به مراسم بعد از ظهری بدم...کلی لباس از کمد ریختم بیرون تا انتخاب کنم ...وقتی حاضر و آماده رفتن بودم فقط یک لحظه توی آینه خودم دیدم و گفتم اصلا واسه چی می رم !!!!
و دو باره باز منصرف شدم ...
نشستم پای کتابی که تازه شروع کردم و باز وسطهاش حرص خوردم از دست خودم کاش میرفتم ....
عصر هم که باز خواستم بدم یک گشتی بزنم زدم تو برجا خوردم نرفتم ...
بعدش فکر کردم پاشم خونه مرتب کنم که حوصله که چه عرض کنم حالش توی خودم نیافتم ....
امروز ....اینجا نشسته ام پای وب در حالی که اتاقم با لباس های همه جا ریخته و کمد بهم ریخته ....و خونه ای نیاز به تمیز کاری داره .....و منی که توی احوال الان خودم موندم با یک فنجون جایی دارچین با صدای آهنگ بلند ....
پ.ن ... فکر کنم اثرات بهم ریختگی هورمون هاست .....که هر لحظه ای به یک حال درمیام


ما را در سایت روشنا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 35