من که اینجوریم ....یعنی ارتباطاتم بیشتر اینجوری هست ...مثلا با بابا میتونی دو ساعت تموم فوتبال ببینم و راجع به مسابقه حرف بزنم
..فقط با دوتا از دوستام میتونم بدم سی نما و از دیدن فیلم لذت ببرم ....با یکی دیگه ساعت ها پیاده روی کنم و خسته نشم....یا فقط با رها و سمیه از فانتزی های دخترونه حرف بزنیم و کلی بخندیم....
یا زری برم بیرون و بدون نگران رژیم غذا بخورم ....در واقع آدمهای اطرافم هرگونه فقط بخشی از من میبینند که وجه مشترک بین ماست ....ولی بعضی چیزها تا حالا نتونستم با کسی قسمت بشم و تجربه کنم ....اونا بخش نهفته وجود منه ....که گاهی وقتی توی جمعی بروز میدم تعجب می کنند ...!!!!
با آدمهایی زیادی ارتباط دارم از یک ساله تا هشتاد ساله ....ولی هنوز نتونستم یکی پیدا کنم که حداقل چند مورد از اینها باهم تجربه کنم .....
مونا از روستایی هست که بیش از پانزده ساله دوستم باهاش....کوچکترین روزه اش بهم گفته ...ولی من چرا هنوز نگفتم نمیدونم .....باهاش چند تا تجربه دارم ...خیلی جاها رفتیم و خیلی شیطنت ها توی دانشگاه انجام دادیم ...از سربسر گذاشتن استادها تا زیر آبی رفتن برای ....
امروز که زنگ زد و ازم برای تولدش دعوت کرد رد نکردم ....مونا بقول خودمونی دختر فوق العاده راحتی هست ولی من به اندازه اون نیستم ....چیزی که این رفاقت چند ساله نگه داشته آینه که من اونو همینجوری که هست قبولش کردم ....مونا بجز من دو سه تا از دخترها هم دعوت گرفته ....بهناز که زنگ زد می رم یا نه گفتم می رم تولدش ....شاکی شد که مهمونیش اینجوری و اون جوری هست ...گفتم دوست نداری نیا ولی پشتش غیبت هم نکن ...
پارسال تولدش توی کافی شاپ گرفته بود مختلط با پسرها ...من رفتم و مشکلی پیش نیومد....
چرا سعی میکنیم عیار آدمها با معیارهای خودمون بسنجیم ....چرا هنوز یاد نگرفتیم هر کسی انتخاب هایی داره و فرهنگ مخصوص خودش ...بنظر من مونا دختر خوبی هست هر چند عقایدش رفتارهایش با من متفاوت هست ....
روشنا...ما را در سایت روشنا دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 54