گاهی .... خودم .. .

خرید بک لینک
گاهی خودم حالم از بعضی اخلاقهام رفتارهام حالم بهم میخوره جوری که حالت تهوع میگیرم .... از این میان حالی حالم بهم میخوره ... گاهی ارزو میکنم یا ادم واقعا درونگرایی باشم یا ادم کاملا بزونگرا .... ولی اینجور نیستم حالتهای من تغییر میکنند ...گاهی بعضا یجورایی ارومم و بی حرف و خاموشم که خودم کسالت میگیرم از احوالاتم گاهی هم جوری شیطون و پر جنب و جوش میشم که نمیتونم خودم کنترل کنم ... گاهی از اینکه غرق کار و زندگی میشم لذت میبرم که حاضر نیستم یک لحظه استراحت کنم جوری خودم بکار میگیرم تا نفسم دراد گاهی اصلا دوست ندارم کار کنم بیخیال امور و کارها میشم .... نشستن و غرق کتاب خوندن و فکر کردن و فلسفه بافی و.... کارهای دیگه میشم بعضی کارها یادم میره ..... چند روزه کارها عجیب بهم گره خورده امروز که از کار زود دراومدم تا برم بانک سوار تاکسی شدم یکی از همکارها کتابی داده بود مشغول ورق زدنش شدم سرم اوردم بالا دیدم چند ایستگاه بالاتر از بانک گذشته پیاده شدم بقیه راه پیاده برگشتم ... یعنی از دست خودم کلی حرص خوردم ... دوست داشتم کلی خودمو بزنم ...

یا همین چند وقت پیش با دوستهام و چند نفر دیگه رفته بودیم بیرون صم بکم نشسته بود حرف نمیزدم پشت سرم گفتم چقدر ادم نچسبی هستم ....

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:17&nbsp توسط |
روشنا...

ما را در سایت روشنا دنبال می‌کنید

برچسب: گاهی,خودم, نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:49

صفحه بندی